خيام
بازگشت غرور آفرین و پیروزمندانه ی شما را به تمامی مدیران سایت تبریک می گوییم


دانشجويان دانشگاه غير انتفاعي خيام مشهد
 
HomePortalFAQSearchMemberlistCalendarRegisterLog in

چه جلب!!! 5 5 7
Share | 
 

 چه جلب!!!

View previous topic View next topic Go down 
Goto page : 1, 2  Next
AuthorMessage
n.y
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 350
Join date: 2009-12-24
Age: 24

PostSubject: چه جلب!!!   5/7/2010, 10:40

موهات چرا سفیده؟
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد..
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!
-----------------------------------------------------
آقا معلم
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را
تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد
: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
-----------------------------------------------------
بـی مغـز
معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت
بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.
بچه‌ها گفتند: بله
معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟
يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست.
------------------------------------------------------
دانه‌ كوچك‌
دانه‌ كوچك‌ بود و كسی‌ او را نمی‌دید. سال‌های‌ سال‌ گذشته‌ بود و او هنوز همان‌ دانه‌ كوچك‌ بود.دانه‌ دلش‌ می‌خواست‌ به‌ چشم‌ بیاید اما نمی‌دانست‌ چگونه. گاهی‌ سوار باد می‌شد و از جلوی‌ چشم‌ها می‌گذشت...
گاهی‌ خودش‌ را روی‌ زمینه روشن‌ برگ‌ها می‌انداخت‌ و گاهی‌ فریاد می‌زد و می‌گفت: من‌ هستم، من‌ اینجا هستم، تماشایم‌ كنید.
اما هیچ‌كس‌ جز پرنده‌هایی‌ كه‌ قصد خوردنش‌ را داشتند یا حشره‌هایی‌ كه‌ به‌ چشم‌ آذوقه‌ زمستان‌ به‌ او نگاه‌ می‌كردند، كسی‌ به‌ او توجه‌ نمی‌كرد.
دانه‌ خسته‌ بود از این‌ زندگی، از این‌ همه‌ گم‌ بودن‌ و كوچكی‌ خسته‌ بود، یك‌ روز رو به‌ خدا كرد و گفت: نه، این‌ رسمش‌ نیست. من‌ به‌ چشم‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌آیم. كاشكی‌ كمی‌ بزرگتر، كمی‌ بزرگتر مرا می‌آفریدی.
خدا گفت: اما عزیز كوچكم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه‌ فكر می‌كنی. حیف‌ كه‌ هیچ‌ وقت‌ به‌ خودت‌ فرصت‌ بزرگ‌ شدن‌ ندادی. رشد، ماجرایی‌ است‌ كه‌ تو از خودت‌ دریغ‌ كرده‌ای. راستی‌ یادت‌ باشد تا وقتی‌ كه‌ می‌خواهی‌ به‌ چشم‌ بیایی، دیده‌ نمی‌شوی. خودت‌ را از چشم‌ها پنهان‌ كن‌ تا دیده‌ شوی.
دانه‌ كوچك‌ معنی‌ حرف‌های‌ خدا را خوب‌ نفهمید اما رفت‌ زیر خاك‌ و خودش‌ را پنهان‌ كرد. رفت‌ تا به‌ حرف‌های‌ خدا بیشتر فكر كند.
سال‌ها بعد دانه‌ كوچك‌ سپیداری‌ بلند و باشكوه‌ بود كه‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌توانست‌ ندیده‌اش‌ بگیرد؛ سپیداری‌ كه‌ به‌ چشم‌ همه‌ می‌آمد.

_________________
where you say...
"It`s impossible"...

good tells you
"Everything is possible"
Back to top Go down
http://khayyam.forumotion.com
mahdi aziz
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 313
Join date: 2009-12-31
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   5/7/2010, 21:08

واقعا جالب بود مخصوصا آخریش
Back to top Go down
xx
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز


تعداد پستها: 66
Join date: 2010-06-05

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 11:04

thanks mr yousefi
Back to top Go down
n.y
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 350
Join date: 2009-12-24
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 12:19

روحش شاد
بعد از پایان تحصیلاتش برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می‌کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده‌بود پیش وی می‌رود. از وی می‌پرسد که «فضله‌ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش‌ام بود، افتاده است، آیا روغن نجس است؟» مرد با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد.
بعد از این اتفاق بود که مرد علی‌رغم فشار اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.
اگر گفتید این مرد کی بوده؟

.

.

.

.

.

وقتی این سطرها را در زندگی‌نامه‌ی حسین پناهی می‌خواندم، بد جوری جا خوردم. تازه فهمیدم چرا اینقدر بازی‌های این آدم، اینطور به دل و جان من می‌نشست.
روحش شاد به همان شادی که او برایمان به ارمغان می آورد.


_________________
where you say...
"It`s impossible"...

good tells you
"Everything is possible"
Back to top Go down
http://khayyam.forumotion.com
xx
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز


تعداد پستها: 66
Join date: 2010-06-05

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 13:42

once again thanks mr yousefi
Back to top Go down
mahdi aziz
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 313
Join date: 2009-12-31
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 18:42

ناصر يوسفي wrote:
روحش شاد
بعد از پایان تحصیلاتش برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می‌کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده‌بود پیش وی می‌رود. از وی می‌پرسد که «فضله‌ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش‌ام بود، افتاده است، آیا روغن نجس است؟» مرد با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد.
بعد از این اتفاق بود که مرد علی‌رغم فشار اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.
اگر گفتید این مرد کی بوده؟

.

.

.

.

.

وقتی این سطرها را در زندگی‌نامه‌ی حسین پناهی می‌خواندم، بد جوری جا خوردم. تازه فهمیدم چرا اینقدر بازی‌های این آدم، اینطور به دل و جان من می‌نشست.
روحش شاد به همان شادی که او برایمان به ارمغان می آورد.


جالب بود فکر نمیکردم پناهی یه روحانی بوده!واقعا دست مریزاد بهش. confused018
Back to top Go down
N.SH.H
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 308
Join date: 2010-01-17

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 22:32

وااسلاما واپيغمبرا !!!فضله ناديده گرفته شده؟؟؟؟؟؟؟
جاش ته موتور خونه جهنمه
Back to top Go down
http://www.facebook.com/profile.php?id=1618369310
bahar sanati
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای


تعداد پستها: 176
Join date: 2010-02-13

PostSubject: Re: چه جلب!!!   6/7/2010, 23:39

جالب بود مرسی
Back to top Go down
n.y
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 350
Join date: 2009-12-24
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   7/7/2010, 18:11

مشاوران مخصوصا مشاوران نرم افزار ! ...
یک مشاور می‌میرد و در آن دنیا در صفی که هزاران نفر جلوی او بودند برای محاسبه اعمالش می‌ایستد.
اندکی نگذشته بود که فرشته محاسب میز خود را ترک می‌کند و صف طولانی را طی کرده و به سمت مشاور می‌آید و به گرمی به او سلام کرده و احترام می‌گذارد.
فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روی مبل راحتی کنار میزش می‌نشاند ...

مشاور می‌گوید: "من از این توجه شما سپاسگزارم، اما چه چیزی باعث شده که این گونه با من رفتار کنید؟"
فرشته محاسب می‌گوید: "ما برای افراد مسن احترام ویژه‌ای قائل می‌شویم.
ما یک پردازش اولیه بر روی تمامی کارنامه‌های اعمال انجام داده‌ایم و من ساعاتی را که شما به عنوان ساعات مشاوره برای مشتریان خود اعلام کرده‌اید جمع زدم.
بر اساس محاسبه من، شما حداقل 193 سال سن دارید !

_________________
where you say...
"It`s impossible"...

good tells you
"Everything is possible"
Back to top Go down
http://khayyam.forumotion.com
n.y
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 350
Join date: 2009-12-24
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   7/7/2010, 18:12

در سفرها مجردی به همه چیز فکر کنید !! ...
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود

زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم !!

_________________
where you say...
"It`s impossible"...

good tells you
"Everything is possible"
Back to top Go down
http://khayyam.forumotion.com
n.y
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 350
Join date: 2009-12-24
Age: 24

PostSubject: Re: چه جلب!!!   7/7/2010, 18:19

اصل موضوع را فراموش نکن ! ...
مرد قوی هیکل ، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند .
روز اول 18 درخت برید، رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد.
روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد ، ولی 15 درخت برید .
روز سوم بیشتر کار کرد ، اما فقط 10 درخت برید . به نظرش آمد که ضعیف شده است . نزدیکش رفت و...

عذر خواست و گفت : نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می کنم ، درخت کمتری می برم
رئیس پرسید : آخرین بار کی تبرت را تیز کردی ؟
او گفت : برای این کار وقت نداشتم . تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم.!!

_________________
where you say...
"It`s impossible"...

good tells you
"Everything is possible"
Back to top Go down
http://khayyam.forumotion.com
f.mousavi
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز


تعداد پستها: 91
Join date: 2010-02-15

PostSubject: Re: چه جلب!!!   7/7/2010, 22:55

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.
دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.
در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند، منصرف شد!!!

Back to top Go down
xx
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز


تعداد پستها: 66
Join date: 2010-06-05

PostSubject: Re: چه جلب!!!   8/7/2010, 16:35

از مشهدیه می پرسن روز عاشورا چه روزیه میگه:روز جهانی شعله


........خنده 1


چیه چپ چپ نگاه می کنید اینم یک پیام فلسفیه دیگه Like a Smile @
Back to top Go down
N.SH.H
كاربر خيلي فعال
كاربر خيلي فعال


تعداد پستها: 308
Join date: 2010-01-17

PostSubject: Re: چه جلب!!!   8/7/2010, 17:51

javad_hajian wrote:
از مشهدیه می پرسن روز عاشورا چه روزیه میگه:روز جهانی شعله


........خنده 1


چیه چپ چپ نگاه می کنید اینم یک پیام فلسفیه دیگه Like a Smile @



شعله نیست بی سواد شله است.
Back to top Go down
http://www.facebook.com/profile.php?id=1618369310
xx
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز


تعداد پستها: 66
Join date: 2010-06-05

PostSubject: Re: چه جلب!!!   8/7/2010, 21:13

Harsini wrote:
javad_hajian wrote:
از مشهدیه می پرسن روز عاشورا چه روزیه میگه:روز جهانی شعله


........خنده 1


چیه چپ چپ نگاه می کنید اینم یک پیام فلسفیه دیگه Like a Smile @



شعله نیست بی سواد شله است.



مي دونستم مي خواستم edit كنم حسش نبود
Back to top Go down
 

چه جلب!!!

View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 2Goto page : 1, 2  Next

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
خيام :: متفرقه :: داستان هاي كوتاه-